X
تبلیغات
نماشا
رایتل
جمعه 7 خرداد‌ماه سال 1395
توسط: سحر

آزار بدون مرز!

خواستم اینجا هم عرض کنم که تیکه انداختن و آزار خانم‌ها در "خارج" هم اتفاق می‌افته. اونم حالا نه هر خارجی منظورم خارج‌ترین که همانا "آمریکا"ست به تصور برخی‌. حالا به جز کلی مطالب تجارب شخصی آدمها که آنلاین هم پیدا می‌شه و حتی کسانی که اینجا هستن هم گاهی حاشا می‌کنند قضیه رو، دچار تجربه شخصی هم شدم! اینجا هم می‌گن امنیت برای خانم‌ها در شب نیست و البته شهر به شهر و محله به محله درجه ش فرق می‌کند. ولی در یک شهر امن در یک شب، پسری که بلوز تنش نبود و تا کمر از ماشین خودش رو کشیده بود بیرون، از پشت سرم صدای فریادش میومد که "بزن قدش" "بزن قدش" و تا جایی که می تونست دستش رو به طرف من کشیده بود. فریاد می‌زد و بعد از اینکه رد شد هم صدای قهقه‌های خودش و بقیه‌ی افراد ماشین توی خیابون موند.... وحشتی که مزاحمت ایجاد می‌کنه از یک جنس هست حالا با هر کیفیتی که باشه...

پ.ن: کشته‌ی این توجیه هستم که چپ و راست می‌شنوم "مست بوده خب!!"، آها! خیالم راحت شد! :-/ 

جمعه 17 اردیبهشت‌ماه سال 1395
توسط: سحر

بدوی بمانید لطفا!

امروز تشریف آوردند آپارتمانها را بازدید کردند تا مطمئن بشن همه چیز مرتبه. گفته بودند اگر خونه نباشید هم خودمون تشریف میاریم داخل! خلاصه برامون یادداشت گذاشته بودند داشتن ماشین رختشویی و ماشین ظرفشویی در این مجموعه آپارتمانها ممنوع است! یک هفته وقت دارید برشون دارید و باز میایم کنترل می کنیم!

سه‌شنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1395
توسط: سحر

اشتباه!

میفرمایند که "اشتباهات پزشکی سومین عامل مرگ و میر در آمریکاست!" اینم از مهد تکنولوژی پزشکی! تحویل بگیرین!

برچسب‌ها: پزشکی، آمریکا، افتضاح!
پنج‌شنبه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1395
توسط: سحر

تصمیمات تاریخی اتخاذ می کنیم!

جهت ثبت در تاریخ بگم که امروز یک سری تصمیمات مهم و هیجان انگیز اتخاذ نمودیم! باشد که به زودی عملی شوند و جزئیات بیشتری را در اینجا درمیان بگذاریم 

برچسب‌ها: تصمیم، خاطره، تاریخی
جمعه 20 فروردین‌ماه سال 1395
توسط: سحر

خاطره بد

یعنی هر طوری می خوام تصویر اون گنده ای که پشت ماشین روبروی خونه ی ما اجابت مزاج کرد رو از ذهنم پاک کنم نمی شه!

در ضمن فراموش نکنید که اینجا خارج است 

برچسب‌ها: خارج، شعور
پنج‌شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1395
توسط: سحر

صبح جمعه! رفیقان را دریابید!!!

هی نشسته باشی چشم براه در تلگرام که اثری پیامی از کسی بیابی و یادت بیاد که صبح جمعه ست در پاره تن!

ای روزهای کاری کجایید که دلتنگ دوستانیم!

پنج‌شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1395
توسط: سحر

بازگشتی دوباره!

عمق فاجعه دوری از این صفحه زمانی مشخص می شه که بخوای جواب نظر کسی رو بدی و در قسمت آدرس بزنی Saharam@Blogsky.com 

دوشنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1394
توسط: سحر

خوشی

در شش سال گذشته یادم نمیاد زمانی رو که به این اندازه شاد و شاکر بوده باشم! 

ممنونم خدایا 

برچسب‌ها: خوشی، شکر
پنج‌شنبه 13 فروردین‌ماه سال 1394
توسط: سحر

این اشک های ناخودآگاه!

از بعد از دیدن توئیتر جواد ظریف در مورد توافق هسته ای، اشکم بند نمیاد!


یک اشک ناخودآگاه که بیشتر توش غصه داره تا شوق! از فکر اینکه اگر این تحریم ها نبود، اگر این قلدربازی های سیاسی نبود، چقدر کشورم و مردمم می تونستن زندگی راحتتری داشته باشن در سالهای گذشته!

اینکه چقدر حالم از این قدرتهای بزرگ جهانی که می خوان همه ی کشورهای دیگه موم دستشون باشن حالم به هم می خوره!


و اینکه چقدر به کشورم و به خصوص به جواد ظریف افتخار می کنم! اخلاق و گفتگو پیروز شد! خاتمی مچکریم!!!

دوشنبه 25 اسفند‌ماه سال 1393
توسط: سحر

تعجب های ادامه دار

از دید من دنیایی که از دور از آمریکا میدیدم خیلی با چیزی که از نزدیک تجربه کردم متفاوت هست! خیلی زیاد از خیلی جهات!

الان خیلی از اون خیلی چیزها برام عادی شده ولی وقتی چیزی می شنوم که متعجبم می کنه یعنی دیگه خیلی عجیب بوده که این سالها زندگی در این محیط هنوز برام عادیش نکرده.


مثلا وقتی که شنیدم چقدر زن ها هنوز مورد آزار و اذیت همسرهاشون قرار می گیرن و زنهایی که کتک می خورند. درسته که بعدش خانه های امنی هست که می تونن به اونجا پناه ببرن ولی همون ها هم بعضا برای این افراد مشکل ساز هست و شرایطش رو ندارن.


چیز جدیدی که شنیدم از یک معلم مهدکودک بود. یک معلم از یکی از بهترین مهدهای شهری که خانواده ها یکی از بالاترین میانگین تحصیلات در سطح کشور رو دارن. داشت می گفت چقدر شاهد آزار و اذیت بچه ها توسط والدینشون بوده. می گه گاهی اتفاقی جاهای کبود توی بدن بچه ها می بینه و بچه ها مثلا می گه خب ددی عصبانی بود! ایشون وظیفه داره همه رو گزارش کنه. یکی اینکه هنوز کتک زدن بچه ها در این سطح اتفاق می افته یک نکته، ولی نکته ی دیگه اینکه این معلم می گفتن تقریبا صد در صد گزارشهای اولیه ای که به پلیس و مرکز حمایت از کودکان می فرستن نادیده گرفته می شه! می گفتن شاید گزارش دومی یک بررسی جزئی بشه و تازه از گزارش سوم و چهارم به بعد به طور جدی بررسی می شه. من فکر می کردم برای در مورد بچه ها با اولین گزارش یک اقدام کوچیک حداقل انجام بشه...

دوشنبه 22 دی‌ماه سال 1393
توسط: سحر

دنیای تبعیض و هراس و بی عدالتی...

یک دوستی داشتم که از کشور عربستان سعودی بود، دو تا پسر داشت! دنبال کار بود...

کار پیدا نمی کرد، کار احتیاج داشت، به خاطر دو تا پسرش... بالاخره پیدا کرد!


"حجابم رو برداشتم... بلافاصله کار پیدا کردم... بلافاصله...."

دوشنبه 22 دی‌ماه سال 1393
توسط: سحر

دزدان گدا صفت!!!!

رفتم نمراتم رو آنلاین چک کنم، یادم نمیاد معدلم چنده و برای فرمی که دارم پر می کنم معدل لازم دارم!


هر کاری می کنم در وبسایت دانشگاه هیچ اطلاعات رسمی و غیر رسمی بهم نمیده، کلی صفحه ها رو بالا و پایین کردم فهمیدم به خاطر بدهی هست که به دانشگاه دارم! بدهی!!! می فهمید!؟ بدهی!!! اونم از نوع یک دلار و بیست و پنج سنت!!!!!

برچسب‌ها: خاطره
شنبه 13 دی‌ماه سال 1393
توسط: سحر

مووو؟!؟

رفته بودیم رستوران مورد علاقه ی پسر! مثل همیشه با ساندویچش داشت کیف می کرد تا .... اون مویی که ناغافل وسط ساندویچ سردرآورد 

برچسب‌ها: خاطره
پنج‌شنبه 15 آبان‌ماه سال 1393
توسط: سحر

دلسوزی

جمعی از شیعیان سعودی و کویتی به مقدار شدیدی برای سالهای دوری من از ایران دل سوزوندن و بلاوقفه سفرهای مکرر خودشون به ایران رو به من یادآور شدند... بعله!
پنج‌شنبه 15 آبان‌ماه سال 1393
توسط: سحر

جهت ثبت در تاریخ!

جایی مهمان بودم که نوه ی سید حسن مدرس هم بود... حس عجیبی بود و خوب...
برچسب‌ها: خاطره، مدرس