X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 12 خرداد‌ماه سال 1382
توسط: سحر

وبلاگ نویسی

سلام،

امروز پدر محترم یک روزنامه دستم و دادن و گفتن اینو بخون جالبه. منم دیدم یک مصاحبه با آقای دکتر صادق زیبا کلام هست و از اونجایی که خدا رو شکر چند سالیه عطش سیاسیم کاملاً فروکش کرده عکسای آقای زیبا کلام رو نگاه کردم و روزنامه رو کنار گذاشتم!!
بعد از چند ساعت صفحه ی پشت اون روزنامه رو اتفاقی نگاه می کردم و دیدم ... به به ... "طلایه داران نا آگاه" (ظهور ناگهانی نشریات الکترونیک در روزنامه نگاری ایران)
یک مطلب درباره ی وبلاگ نویسی و توضیح و تجزیه و تحلیل!

از جالب ترین نکاتش این بود که کارشناسان ِ ارتباطات مدیون رشد وبلاگ ها از جهت تسهیل زندگی بشر، تغییر بسیاری از مفاهیم و معانی سنتی مثل کار، تفریح ، سرگرمی و حتی مفهوم ارتباطات، روابط اجتماعی، ... هستند و اینا رو از ارزش های مثبتی می دونند که با استفاده ازشون شکاف موجود بین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، سریعتر پر می شه....
ولی بعضی از صاحبنظران هم معتقدند وبلاگ نویسی در جامعه ما بیشتر جنبه ی بازی و تفریح داره و از اهدافِ پژوهشی و اطلاع رسانی خودش دور شده، طوری که در وبلاگ نه تنها محتوا پیدا نمی شه بلکه به ساختار زبان هم به شدت لطمه می زنه.
و اظهار نظر یک استاد دانشگاه هم جای تأمل داره که معتقدند همه گیر شدنِ کامپیوتر و استفاده بی رویه از این وسیله در جامعه نشان از دردی مزمن و روشی بیمارگونه داره و جوانان با پناه بردن به  و وبلاگنویسی( جالبه که جلوی این دو کلمه برای توضیح در پرانتز نوشته شده دوست یابی و خاطره نویسی! ) بدون آشنایی به اصول، با نگارش افکار و عقاید خود آن هم به شکل نگارشِ مطالب ضعیف و بعضاً بی محتوا، به ساختارِ زبان فارسی لطمه می زنند!!!
***

نمی دونم واقعاً این حرفا چقدر به ما شبیه هست ولی چه ایرادی داره آدم از کامپیوتر برای تفریح هم استفاده بکنه؟ وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی حتی اگه صرفاً برای تفریح هم باشه حرفای جدیدی برای خودش داره که تو کمتر تفریح جذابی می شه پیدی کرد، نباید خوشحال بود که جوونای ما به جای هزار و یک تفریح ناسالم سعی می کنن وقتشونو با این دستگاهِ زبون بسته پر کنن!؟ البته از عملیات متحیرالعقول بعضی از دوستان با این دستگاه بگذریم...!!

***
بالاخره دکتر زیبا کلام چی گفته بودن؟
ما به کجای ساختار زبان فارسی داریم لطمه می زنیم؟
تفریح های مناسب و مفید برای جوونای ما بیشتر از انگشتان دست هستند؟
چرا این آقای استاد سعی نکردن حداقل چند قطره از آبِ درون لیوان رو هم ببینن؟
چرا الان 10 تا 15 هزار وبلاگ نویس ایرانی داریم؟ ( نه ، این چرا نداشت جمله خبری بود! )
چرا من یه روز فقط به خاطر بارون دانشگاه نمی رم!؟
چرا من باید تا ساعتِ 9:30 - 10 شب برای رفع اشکال دانشگاه باشم؟
چرا خانومِ لیلا مطلبِ جدید در وبلاگشون نمی ذارن!؟
چرا من الان نمی رم دانشگاه تا مثل هفته ی پیش به کلاس 9:45 ساعت 11 نرسم!!!؟؟؟؟