X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 3 آذر‌ماه سال 1382
توسط: سحر

عید مبارک!

سلام؛

اول از همه عیدتون خیلی خیلی مبارک، سه شنبه و چهارشنبه ش مهم نیست مهم عید بودنشه! تازه در خبر است که سحر به سال قمری در چنین روزی چشم به جهان گشوده!!!

*   *   *

یک تبریک خیلی مهم دیگه هم داشتم برای یک فرد خیلی خیلی مهم که من تاحالا بیشترین آزار و اذیت رو تو زندگیم نثار این وجود عزیز و دوست داشتنی کردم  ولی اونقدر عزیز و بزرگه که . . . هیچی دیگه خلاصه دیدم سارای عزیز پیش دستی کرده و تولدشونو تبریک گفته! خیلی خیلی مبارکه!

*   *   *

امروز یک سیاستمدار محترم داشتند بحث های شدید سیاسی می کردند، البته بحث که نه، ایشون می گفتند و من فقط می شنیدم و هر چی بیشتر می شنیدم خوشحال تر می شدم از فاصله ای که بین خودم و سیاست ایجاد کردم!

*   *   *

سیمرغ بلورین بهترین معرف منبع در زمینه ی روم و ایتالیا متعلق است به خانومِ سارای عزیز به جهت تلاش و زحمت فراوانش در ارائه ی منابع مفید! دستتون واقعاً درد نکنه!

*   *   *

بالاخره من و منای عزیز موفق شدیم بعد از یک ماه تلاش، افطار رو با هم باشیم. مگه با منا می شه بد هم بگذره!؟ خیلی خوب بود، البته گذشته از یک ربع تاخیری که من به خاطر یک حادثه ی غیر مترقبه داشتم و هنوز عذاب وجدانشو دارم!!! وای ی ی ی ی البته به پای اون خراب کاریِ آخر هم نمی رسه، خیلی خیلی شرمندم منا جون و البته خیلی ممنونم، خیلی خیلی!!

*   *   *

از اونجایی که اصلاً از انتظار و بلاتکلیفی خوشم نمیاد و بر اساس برنامه ی ذهنی من قراره که سه شنبه عید باشه، سحر تصمیم گرفته که حتی اگه عید بیفته به چهارشنبه هم در هیچ کدوم از 9 ساعت کلاسِ فرداش شرکت نکنه، خیال خودش رو هم راحت کنه!!!

*   *   *

یک شعر لطیف هم از رسول یونان بنویسم؟ منتظر جواب نمی مونم!

من ابر شدم
گفته بودی که خورشیدی
یادت هست
                         تا زیباتر بتابی
                         چقدر گریستم؟