X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 11 اسفند‌ماه سال 1382
توسط: سحر

پیشا پیش ببخشید اگه...!

«تسلیت بابت این ایام»


سلام،

     خاطرتون هست که قبلاً گفته بودم ID من در یاهو هک شده، بعد از اون هک و عوض شدن پسورد و عوض شدن اطلاعاتی که می شد باهاش پسورد جدید گرفت، از یک ID دیگه استفاده می کردم که با خیلی از دوستان قدیمی و بستگان در ارتباط بودم و متأسفانه در یک زمانی که من دسترسی به کامپیوتر نداشتم این ID هم آن لاین و با چراغ روشن دیده شده!
     دقیقاً در این مواقع هست که فکرای مختلفی و «شک» های فراوان به سراغ آدم میاد. فکره دیگه...اصلاً کارش اینه که بره تو تمام سوراخ های مغز. چند وقتیه که برخلاف عادت گذشته، راحتش می گذارم و میره و میره و همه چیز رو زیر و رو می کنه، همه جا سرک می کشه، گاهی هم شیطنت می کنه و بر می گرده، آزادِ آزاد... فکر و خیال رو می گما...!

     من هیچ چیزی برای پنهان کردن ندارم، هیچ ابایی هم از کارایی که انجام می دم ندارم. هیچ کس هم حق نداره ذره ای در زندگی شخصی من دخالت کنه.

     تکرار می کنم، مسائل من تنها و تنها به خودم مربوط می شه و هیچ کس تحت هیچ عنوانی و با هیچ وسیله ای حق دخالت در آن ها را ندارد!

     حالا چرا اینا رو می گم!؟ آخه یه خورده این فکرو که آزاد بگذاری توی گشت و گذاراش یه دفعه به یه چیزی خیره می شه، بهش شک می کنه، جوانب رو می سنجه و می بینه خیلی هم بیراه نیست...
 
     دقیقاً اتفاقیه که الآن افتاده و فقط کافیه...کافیه که این شک به یقین تبدیل بشه و اونوقته که دیگه هیچ چیز و هیچ کس جلودارم نیست... (هیچ وقت تا این حد در این بلاگ جدی نبودم.)

     یک انسان، یک فرد محترم .... باید اونقدر جسارت داشته باشه، اونقدر بزرگ باشه که...

     هیچی، همین دیگه. فقط هنوز یه چیزو می خوام بدونم و اونم اینکه چرا؟ چی می شه که یه نفر به خودش اجازه ی تجاوز به حریم شخصی افراد رو می ده ( یه چیزی بدتر از همون قضیه ی Personal Territory!!)
به هر حال الآن هر احتمالی تو ذهن من هست و فقط می خوام مطمئن بشم، همین. از شک بدم میاد!

                هنوز دیر نشده . . . . . . . منتظرم!


(چند دقیقه پیش خبری رسید که در گذاشتن این مطلب شک کردم...ولی نوشتمش دیگه...)