X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 21 اسفند‌ماه سال 1382
توسط: سحر

بنیاد قانونمند...سال خدمت رسانی...!

سلام،

     :برای پروژه ی ... باید برید بنیادِ ... قسمت کتابخونه. یک خانوم و آقایی اونجا هستند که مثل خروس جنگی همیشه به هم می پرند و با هم دعوا دارند، اگه اون روز با هم دعوا کرده باشند جوابتونو نمی دن ولی اگه دعوا نکرده باشند راهنماییتون می کنن . . .

*    *    *

     یک خانوم میانسال در حال درد دل در خیابان!
     :چند روز پیش منتظر اتوبوس بودم، یک اتوبوس اومد که خالی بود. من گفتم سوار نمی شم. من سوار اتوبوس خالی نمی شم، حتماْ باید اتوبوس پر باشه که من آویزون بشم، تو این مملکت ما فقط باید آویزون بشیم. عادت به نشستن نداریم. یعنی اصلاً نمی تونیم...فقط باید آویزون بشیم...سوار نشدم!

*    *    *

روشن شکفتم، چون چشمه ای خرد

دریـــــــــــای تـــوفان با خود مرا بُرد. . .

(افشین سرافراز)