X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 10 آذر‌ماه سال 1383
توسط: سحر

خواب

خواب رو دوست دارم.
خواب که باشم ذهنم جاییه که خودش می خواد، نه جایی که من بخوام، خودش میره...خودش میاد...زحمتی هم به من نمی ده!
چشمام رو می بندم، همه چیز واضحه...مبهم می شن...نا پدید می شن...این ناپدید شدن رو دوست دارم،نمی خوام ببینم...نمی بینم!
می خوام بخوابم...بخوابم تا زمان٬ تنهایی مجبور باشه جلو بره، تا لازم نباشه دستشو بگیرم و راه رو بهش نشون بدم، می بینه خوابم، آروم از کنارم رد می شه...

س س س ... سحر می خواد بخوابه!