X
تبلیغات
رایتل
شنبه 28 خرداد‌ماه سال 1384
توسط: سحر

ماشینم کجاست!؟



آقای سن و سال داری سوار تاکسی می شن: آقا می خوام برم پارکینگ عسل؛ کجاست؟

آقای راننده ی گرما زده: نمی دونم!

- آقا  ببین رو این کاغذ آدرسشو ننوشته؟

: نمی دونم!

- بخون این کاغذو...!!!

: یا بخونم یا رانندگی کنم!!

 

یک مسافر نیکوکار: آقا بده من ببینم ...(یک قبض پارکینگ رو می ده به نیکوکار) نه جناب! هیچی روش ننوشته، هیچ آدرسی نداره فقط نوشته پارکینگ عسل و ساعت ورود خودرو و ...

راننده ی کلافه: حالا می خوای بری پارکینگ چی کار کنی؟

- ماشینم اونجاست.

: یعنی چی "ماشینم اونجاست"!؟!؟!؟!

- اینجا تو طرح کار داشتم، با ماشین تا یه جایی هم اومدم، بعد ماشین رو گذاشتم تو این پارکینگ، حالا رفتم کارم رو انجام دادم ولی پارکینگ رو گم کردم!   

راننده ی بهت زده: یعنی اسم خیابونش رو هم نمی دونی!؟!؟!؟!؟!؟

- چرا...چرا...یه چیزایی می دونم...یه چیزی شبیه مسیحیان، یا مسیحی...مسیح...یا اصلاً یه چیز دیگه بود ولی به اینا ربط داشت!

راننده ی آمپر چسبونده: خیابون مسیح چیه دیگه!؟ کجا بود؟؟؟ مسیح نداریم!

: چرا بابا همین طرفا بود...مسیح...مسیحی...

- نکنه خیابون زرتشت رو می گی!؟

: آره آره، مسیح…زرتشت…آره! خودشه! کجا باید پیاده شم!؟