X
تبلیغات
رایتل
شنبه 3 آذر‌ماه سال 1386
توسط: سحر

تلفن

این روزها با تلفن غریبی می کنم!

به خیلی ها باید زنگی بزنم و حالی بپرسم و اصلاً دستم به تلفن نمی رود.

ای منتظران شنیدن زنگ تلفن من ... باور کنید دستم مقصر است و این قصور را من گردن نمی گیرم و چشمم هم آب نمی خورد که دستم به این زودی ها پا بدهد و کمر همت ببندد و شماره ای بگیرد.

هر چه پا پِی اش می شوم که چرا اینقدر پشت گوش می اندازی؟ لب از لب برنمی دارد و دندان گردی و چشم سفیدی و گردن کلفتی می کند و حتی گاهی هم دست به سرم می کند و سر به سرم می گذارد!!

همین جا ریش گرو می گذارم که به محض اینکه کسی پیدا شود و پا درمیانی کند، با سر به سوی تلفن خواهم شتافت و دلی از عزا در می آورم و شماره ی تک تکتان را خواهم گرفت. باور کنید دلم لک زده برای شنیدن صدایتان ولی نمی دانم چرا دستم، گوشش بدهکار نیست!

شاید اصلاً مجبور شوم پشت دستم را داغ کنم که دیگر پایش را از گلیمش درازتر نکند!!