X
تبلیغات
رایتل
شنبه 5 شهریور‌ماه سال 1384
توسط: سحر

نامرد سالاری

(این پست رو علی الحساب (معادل فارسیش چیه!؟) داشته باشین تا بعداً بگم این مدت کجا بودیم و چه گذشت!)

*     *     *

تصویر چند تا پسر رو که دارن فوتبال بازی می کنن دست دختر بچه ای می دین تا رنگش کنه، ساکت و آروم می ره یه گوشه می شینه و رنگش می کنه! ولی اگه یه کاغذ دست پسربچه ای بدین که یه گوشه اش عکس یه دختر باشه پرتش می کنه و می گه "این که دخترونه ست"!

این پسر همونیه که یه خورده که بزرگتر می شه در جواب محدودیت هایی که خانواده برای خواهرش قائلند می گه "آخه تو دختری"!
این پسر همونیه که بعد از این جواب به خواهرش تو جامعه با ده ها دختر دیگه هر شکل ارتباطی رو داره چون اونا دخترن!
این پسر همونیه که به دخترا اجازه نمی ده که بتونن ارتباط یک جور با دخترا و پسرای اطرافشون برقرار کنن.
این پسر همونیه که به خاطر خودخواهی خودش چون یک نفر رو دوست داره باهاش ازدواج می کنه!
این مرد همونیه که زنش رو بیشتر به چشم زن می بینه تا شریک و همراه واقعی.
این مرد همونیه که هر چقدر هم روشنفکر باشه تردیدی نسبت به برتری خودش به زنش هم نداره چه برسه به بقیه ی زن ها!
این مرد همونیه که اوامر لازم الاجراش رو به هر شکلی که شده می کوبونه تو سر هم ردیفان جنس مخالفش.
این مرد همونیه که حقوق مسلم کارمندان مردش رو دو برابر زن می دونه.
این مرد همونیه که می خواد به رفاه و مقام برسه نه به خاطر خانواده ش که به خاطر خودخواهی خودش!
این مرد همونیه که به خاطر خودش به خانواده ش توجه می کنه تا احترام بیشتری بتونه دریافت کنه.
این مرد همونیه که تحمل حرف مخالف یک زن خیلی براش سخته!
این مرد همونیه که عشقش رو به زنش در هیچ جمعی ابراز نمی کنه چون مَرده!
این مرد همونیه که همه ی محدودیت های زنان رو در جامعه با رفتارش ایجاد کرده.

این مرد یکی از میلیون ها مرد مشابه ایرانیه که قدر بانوی ایرانی رو نمی دونن!

ببخشید اگه همه ی اینا نامردی بود!