X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 14 آبان‌ماه سال 1388
توسط: سحر

می مانم، همین نزدیکی ها...




این تمام! ولی می مانم... کجا!؟ از من بپرسید!

سه‌شنبه 12 آبان‌ماه سال 1388
توسط: سحر

دارم وضعیت وبلاگ رو پیگیری می کنم...
چهارشنبه 6 آبان‌ماه سال 1388
توسط: سحر

شروعی دوباره

هنوز  تکلیفمون با خیلی چیزها مشخص نشده و این وبلاگ هم در حالتی مثل برزخ به سر می بره! شاید دیگه وقتش باشه که این وبلاگ هم به یک روالی برسه و این جوری خاک نخوره!


دوست دارم باز از اتفاقات جالب اطرافم بنویسم که بهترین دوران این وبلاگ رو مربوط به زمانی می دونم که این کار رو می کردم. البته اون موقع دانشگاه می رفتم و با افراد زیادی برخورد داشتم و تاکسی ها و اتوبوس ها و خیابونا برام پر بودن از اتفاقات جالب و هیجان انگیز. کاشان که رفتیم این ارتباط کمتر شد و البته مراعات هایی هم جاش رو گرفت که نکنه سوءتفاهمی پیش بیاد که منظور خاصی دارم از چیزهایی که می نویسم و برای همین جلوی خودم رو می گرفتم برای ثبت وقایعی که از نظر یک غیر کاشانی جالب بود. 

حالا اینجا دوباره فرصتی پیش اومده که از چیزهایی که برام جالبه با محدودیت کمتری بنویسم و ثبتشون کنم و امید دارم که این وبلاگ رو دوباره دوست داشته باشم!!