آبغوره ۲ !!

ملیکای عزیزم دیدی بالاخره یه جورایی آبغوره گرفتم!؟!؟! همش به فکرتم، حالم رو ناجور خراب کردی! خیلی دوست داشتم فقط یه روز بیشتر اونجا می موندم و الآن حداقل پیشت بودم!! اگه بدونی چقدر دوست داشتم می تونستم به اون آدم پستی که بهت زده و فرار کرده هر چی دلم می خواست می گفتم که حداقل سبک تر شم! می دونم دارم زیادی شلوغش می کنم ولی حالم خیلی گرقته ست!!! خیلی عزیزم!!! زودی خوبِ خوب شو خانومی! دوست دارم فردا شب همین موقع اونقدر سرحال شده باشی که یه پیام همین جا ازت داشته باشم و مثل همیشه ذوقت رو بکنم!! دوسِت دارم دختر خاله ی نازنینم!

نظرات 12 + ارسال نظر
اتش روح سه‌شنبه 27 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 09:35 ب.ظ http://www.vaangahrooh.persianblog.com

سلام به دوست خوبم...وب لاگ و...آنگاه روح ...بروز شد... حتما"بیا .به امید دیدارت در وب لاگ..و انگاه روح..در ضمن وب لاگت خیلی جالبه...موفق باشی.

دختری با لبخند صورتی! سه‌شنبه 27 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 10:22 ب.ظ http://so0oratiii.blogsky.com

سلام
منم زیاد آبغوره میگیرم!
اوووووه
هرچقدر که دلت بخواد
ولی فروشی نیستاااا
من آبغوره هامو میذارم تو یخچال که استفتده کنیم:پی
منم یه دخترخاله دارم که خیلی دوسش دارم
امیدوارم حال دخترخالت خوب شه!
شاد باشی...

خریداریم!!

وستا سه‌شنبه 27 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 11:30 ب.ظ http://vesta.persianblog.com

سلام خانوم گل. اوووه من چقدر عقب موندم! اون موقعها همسر مهربان نداشتی. خونت هم ته دنیا نبود. راستی با یکهفته تاخیر تولدت مبارک. دختر خاله ات هم خوب میشه غصه نداره که..

روزگار عجیبیه وستا جونم!!!!!

alborz چهارشنبه 28 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 12:24 ق.ظ

salam
migan adam bayad dark kone.vali nemishe.bayad beshe! bazam nemishe.abghure ham fayde nadare.behar hal abghure kheili kheiliiiii behtar az kheili chizast.shode eskisi ke mizani ye donya ba tarhe nahaeet fargh dashte bashe?va yedafe vasatesh tamame majik hat tamum beshan?va badesh hes mikoni ramaghi vaseye edamash ham nist hata age behet majik bedand.abghure ham ke hich...

همیشه می شه انرژی دوباره گرفت اما خیلی سخته، خیلی!
من ماژیکم تموم نشده انصراف دادم و راهم رو پیدا کردم، توی هر راهی هزارتا پیچ هست که وقتی داری فکر می کنی که سخترین پیچ رو داری می گذرونی نمی دونی که سخت ترش هم در انتظارته.
توی این دنیا....در هر لحظه...باید منتظر یک پیچ جدید بود.... و طبق روال بعدش هم یک تجدید قوای سخت!

پیام چهارشنبه 28 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 04:28 ب.ظ http://payamra.com

خوب و سرحال بر میگرده . نگران نباش سحر خانم ...

تینا چهارشنبه 28 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 11:56 ب.ظ

سلام
اولین بار که کامنت میذارم با این متنت منم ابغوره خواستم نمیدونم چرا؟؟؟

امیدوارم هیچ کس برای آخرین بار اینجا کامنت نگذاره!!

مهدی پنج‌شنبه 29 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 12:20 ق.ظ http://www.djmahdi.tk

سلام خیلی خوبه به من هم سر بزنید و نظر بدبد

وهاب جمعه 30 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 01:36 ق.ظ http://galery.tk

سلام.از صمیم قلب آرزوی سلامتیشون رو دارم
شاد باشین

کاظم جمعه 30 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 03:18 ق.ظ http://kazem3.blogfa.com

دوست من مشکلی دارم شاید بتونید عقده ای از دلم بگشایید خوشحال نیشم به ایمنیلنم یه سری بزنید
شاعر خسته

ملیکا جمعه 30 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 05:04 ب.ظ

سحر عزیزم خیلی ممنون به فکر من بودی نگران من نباش حالم بهتر شده با اینکه تایب برام سخته ولی نوشتم که مطمئن شی حالم خوبه بازم از همه چیز متشکرم

من قربونت برم! ایشالا همیشه سالم و سرحال باشی عزیزم!

sHiMa شنبه 31 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 08:35 ق.ظ http://طلوع

سلام سحر جون ... امیدوارم حال دختر خالت هر چه زودتر خوب خوب بشه ... وااای که چقدر دلم برای دختر خاله هام تنگ شد :(
کلیییییی مراقب خودت بااش :)

امیر یکشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1385 ساعت 10:51 ق.ظ http://amir-parandian.persianblog.com

سلامممممم...خوب اومم نیدونم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد